❄️دست نوشته های یک دختر یخی❄️

❄️دلنوشته هاے دخترے از جنس یخ❄️

❄️دست نوشته های یک دختر یخی❄️

❄️دلنوشته هاے دخترے از جنس یخ❄️

❄️دست نوشته های یک دختر یخی❄️

دُرسته هیچے نیستَم

وَلــــــے یه سَـــــــــــــربازه تُـــخــــــــسَـــــــم

بـــــے بـــــے چیه؟

آس و شاهِشَم آدَم حساب نَکردَم

تو که دیگه جایه خود دارى

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۱ شهریور ۹۷، ۱۵:۰۴ - نـــای دل
    جالب..
  • ۱۲ شهریور ۹۷، ۲۲:۴۵ - سیّد محمّد جعاوله
    خوبه آه

۳۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دلنوشته های دختر یخی» ثبت شده است

زندگی چه باخلاف

چه بی خلاف

چه برخلاف

میگذره....


++کامنت ها بسته میشوند

۲ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۰۵
تمنایــ وجــود

 یادت می یاد

پشت اون یکی بود و یکی نبود

چیا بود و چیا نبود

یادت مونده هنوز زیر اون گنبد کبود

دوتا پرنده بودن

ولی راهشون هیچوقت با هم یکی نبود

یادش به خیر همیشه کبوترا بودن توی قصه هامون

اما یکی شونم سفید نبود

یادته توی اون یکی بودو یکی نبود من بودم -

تو بودی و خدا بود

ولی آخرش به جز خدا هیچکی نبود .

یادش به خیر یکی بود یکی نبود

اول یه قصه ای بود اما بعدش دیگه اون قصه نبود

خاطره درد همه بود و دیگه خنده


سیمین پاشا

۵ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۴۸
تمنایــ وجــود
یه وقت هایى، یه آدم هایى، یه جاهایى،
یه حرف هایى
بهت میزنن
که اگر همون آدم،
همون جا 
همون حرف هارو 
ازت پس بگیره
تو باز هم 
از همون آدم و همون جا و همون حرفا
دلت صاف نمیشه!
۷ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۲۵
تمنایــ وجــود

من نمی‌دونم ما آدما چرا سر راه هم قرار می‌گیریم؟ چرا اون لحظه‌ای که باید خیلی ساده از کنار هم بگذریم، یهو می‌ایستیم و به هم خیره می‌شیم؟ چرا وقتی باید بمونیم، انقدر تلخ از هم دور می‌شیم؟ ما خودمون بازی می‌کنیم یا کسی داره ما رو بازی می‌ده؟ ما مهره‌های کدوم شطرنجیم؟ کی داره ماها رو انقدر تلخ بازی می‌کنه؟

۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۰۱
تمنایــ وجــود

"هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است
چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند، قارچ های غربت؟
من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست، واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد
چتر ها را باید بست، زیر باران باید رفت
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید، عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید بازی کرد، چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی، زندگی آب تنی در حوضچه ی اکنون است"

 

۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۵۵
تمنایــ وجــود
یه وقت هایى، یه آدم هایى، یه جاهایى،
یه حرف هایى
بهت میزنن
که اگر همون آدم،
همون جا 
همون حرف هارو 
ازت پس بگیره
تو باز هم 
از همون آدم و همون جا و همون حرفا
دلت صاف نمیشه!

۰ موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۴
تمنایــ وجــود

از آن جمــــــــــــــــله هایی ام
که انتهایش سه نقطه می خواهد …
حال هر طور می خواهی
تفسیـــــرم کــــــــــــــن !

۰ موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۵۵
تمنایــ وجــود

تا دیروز مارو میدیدی

مِن مِن میکردی

الان واس ما شاخ شدی مَن مَن میکنی؟؟؟؟؟


تصویر مرتبط

۰ موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۱
تمنایــ وجــود

پیرمرد همسایه آلزایمر دارد …

دیروز زیادی شلوغش کرده بودند

او فقط فراموش کرده بود

از خواب بیدار شود …!

۰ موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۰۸
تمنایــ وجــود

چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،
صداقت با دروغگو،
و مهربانی با سنگدل …

نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم

۵ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۲۰:۰۲
تمنایــ وجــود